السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
70
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
- وى داراى گوهر و عنصر در حركت و جريان است ، شخصيّتش چنين مىنمايد كه اصل و تبار يكى بعد از ديگرى به او مىرسد . وى مىگويد : اين مطلب از كلام آنحضرت گرفته شده است كه فرمود : « من وعلى نورى بوديم درپيشگاه خداوند متعال ، چهارده هزارسال پيش از خلقت آدم . هنگامى كه خداوند آدم راآفريد ، اين نوربه صلباومنتقل شد وپيوسته او را ازصلبى به صلب ديگرمنتقل مىساخت ، تااينكه درصلب عبدالمطّلب قرارش داد ودرآنجابه دو بخش تقسيمش كرد : بخش من درصلب عبداللَّه و بخش على در صلب ابوطالب قرار گرفت . بنابراين على از من است و من از اويم . » « 1 » شرح حال او فضائل صدرالافاضل ، بر كسى كه به معاجم رجالى و كتب ادب رجوع كند ، پوشيده نيست . اشخاص ذيل شرح حال او را آوردهاند : 1 - ياقوت حموى : « قاسمبن حسينبن محمّدبن محمّد خوارزمى ، واقعاً وحقّاً صدرالافاضل و در علم عربيت به راستى يگانهى دوران بود . انديشه و ذهنى افروخته و روشن ، طبعى نقّاد ، ذوقى سرشاروطبعى به راستى آزموده داشت . درعلمادب برترى جسته ودرسرودن شعر وايراد خطابه والايى داشته ، اومردمك ديدهى زمانه وجبههى درخشاناين روزگاران است . از تاريخ ولادتش پرسيدمش ، پاسخ داد : تاريخ تولّدمشب نهمماه شعبان سال 555 است . به اوگفتم : مذهبت چيست ؟ گفت : حنفى ، لكن خوارزمى نيستم ، خوارزمى نيستم ، وچندين باراين جمله راتكرار كرد . بلكه دربخارابه درس اشتغال داشتهام ولذانظريه و رأى آنان را دارم . وى ، معتزلى بودن را نيز از خود نفى كرد . . . » « 2 » 2 - عبدالقادر قرشى : « . . . وى در نزد ابوالفتح ناصربن عبدالسيد مطرزى فقه و عربيت آموخت . داراى تصنيفاتى است ، از جمله : سه جلد شرح المفصّل كه آن را
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به شرح سقط الزند 1 : 253 ، قصيدهى هشتم . ( 2 ) . معجم الادباء 16 : 238 .